تبليغاتX
والمستضعفین - بیداری اسلامی

سه شنبه 1388/12/18

سیدجمال؛ منادی بیداری اسلامی و وحدت جهان اسلام

یک شب که برای اولین بار سریال "سالهای مشروطه" را می دیدم جمله ای را از زبان یک بزرگ مبارز  شنیدم که می گفت: "جهادگر فقط با خون تجدید وضو می کند."

با این که سریال نتوانسته بود شخصیت واقعی ایشان را حتی در گوشه ای از مبارزاتش، یعنی ایران، به تصویر بکشد؛ اما حداقل انگیزه ای را در ما برای آشنایی و شناخت بیشتر این بیدارگر اسلامی ایجاد کرد. سيدجمال الدين اسدآبادي را باید منادي بيداري مسلمانان و وحدت جهان اسلام دانست. او در طول مبارزات خود که فصلی طولانی و بخشی عظیم از تلاش‌های بیدارگران مسلمان را در بر می‌گیرد سعی کرده است زبان همه مذاهب اسلامی و ملل مسلمین باشد و لذا برای او مهم نبود که او را اهل اسدآباد همدان بدانند یا اهل افغانستان و برای او مهم نبود که شیعه بخوانندش یا سنی.

او پیرامون دلایل از هم گسیختگی مسلمین چنین می‌گوید: «ملت اسلام همچون جسمی عظیم و نیرومند و تندرست بود؛ تا اینکه عوارضی چند که اجزاء به هم پیوسته و سالم ‌آنرا ضعیف کرد، بر آن وارد آمد و بسوی از هم گسیختگی سوقش داد. سرانجام هنگام آنکه هر جزئی از این کل جدا گردد و پیکره جسم از هم متلاشی شود فرا رسید. پیدایی این از هم گسیختگی و ضعف را بایستی در مناسبات ملت اسلامی هنگام جدا شدن مقام علمی از دستگاه خلافت دانست. یعنی همان زمان که خلفا به اسم خلافت قانع شدند بی‌آنکه شرافت علمی و دانش پژوهی در دین و اجتهاد در آنرا بدان گونه که خلفای راشد روا می‌داشتند جایز شمرند.»

 گوشه ای از بیدارگری ها و مبارزات انقلابی

حال که سخن از سیدجمال‌الدین به میان آمد لازم است که به ذکر گوشه‌ای از زندگی و خدمات این مصلح صادق و مبارز آگاه و بیدارگر مؤمن بپردازیم. برخی محل تولد او را ایران و برخی افغانستان می‌دانند؛ اما از آنجا که سید به وحدت اسلامی می‌اندیشید این اختلاف شهرت برایش بی‌اهمیت بود. وی پس از تحصیل علوم و معارف اسلامی در مدارس علوم دینی رهسپار نجف شد و در آن دیار به علم‌آموزی مشغول شد. اما چون آشفتگی امور مسلمین را دید، با توجه به روحیه ظلم ستیزیش خود را در جو حوزه‌های علمیه که دچار نوعی بی‌تحرکی و خمود شده بود، محصور نکرد و به سیاست و اجتماع قدم گزارد. او خود در این باره می‌گوید: «مغز و اندیشه خود را به تشخیص درد اصلی شرق و جست‌وجوی درمان آن اختصاص دادم و دریافتم که کشنده‌ترین درد شرق، درد اختلاف است. پس در راه وحدت عقیده و بیدار کردن مردم نسبت به خطر غریبی که ایشان را فرا گرفته است دست به عمل زدم.»

او ابتدا عازم هندوستان شد تا با بیدار کردن مسلمین هند زمینه را برای بسیج آنان بر علیه استعمار انگلیس فراهم کند و آنان را به مبارزه وا دارد؛اما به‌دلیل سلطه همه‌جانبه انگلیسی‌ها بر هند مجبور به ترک آن دیار و عزیمت به قلمرو خلافت عثمانی شد. گرچه او هند را ترک کرد ولی رهبر مبارز هندیان و مایه بیداری روحیه مبارزه در میان مسلمین هند شد و به همین دلیل .....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نواب در 16:5 |  لینک ثابت   • 

جمعه 1388/12/14

غده سرطانی که باید به دست امت واحده برداشته شود!

بی شک مسئله اول دنیای اسلام را در عصر ما، باید مسئله فلسطین به حساب آورد. و این چیزی است که در اندیشه امام (ره) کاملاً مشهود است. کوته بینی است که بگوئیم هدف نهضت امام فقط برچیده شدن رژیم پهلوی بوده است. امام در سال 41 و 42 در آغاز شروع نهضت اسلامی، اولین مساله ای را که مطرح می‌کنند، مساله اسرائیل است و عملاً سه شأن برای آن قائل بوده است:

1- یکی غاصبیت و ظالمیت است که هنوز این شأنش پابرجاست و هنوز دارد ظلم می‌کند، می‌کشد و خونریزی به راه می‌اندازد. 2- اسرائیل خطری دائمی برای خاورمیانه است. 3- اسرائیل تشکیل شده است برای اینکه اسلام را از بین ببرد و در واقع اسرائیل خودش نیست بلکه نوک پیکان تمدن غرب برای تسویه حساب قطعی و آخرالزمانی با دین اسلام است.

امام در آن سالها ریشه‌ی عقب‌ماندگی و مشکلات اقتصادی خاورمیانه، منطقه و ایران را در وجود اسرائیل می داند و می‌گوید : «تا زمانی که این غده سرطانی از صفحه روزگار محو نشود، این مشکلات حل نخواهد شد.» نگاه دوم امام به مساله اسرائیل این است که .....


ادامه مطلب
نوشته شده توسط نواب در 13:8 |  لینک ثابت   •