تبليغاتX
آدُنیـــــــــــــــا
آدُنیـــــــــــــــا
دست نوشته های یه پابرهنه ی منتظر - درب بهشت سابق
چهارشنبه 1387/11/23

در سال 1982 هم‌زمان با حمله‌ي اسراييل به لبنان که به جهت بيرون نمودن هفت هزار چريک فلسطيني از جنوب لبنان انجام گرديد، تمام گروه‌هاي مبارز  از رويارويي با ارتش اسراييل سرباز زدند. در اين ميان گروهي از جوانان لبناني در منطقه‌ي ورودي بيروت به نام " خلده " با مهمات و سلاح‌هاي به جا مانده از فلسطينيان، به مقابله با ارتش اسراييل پرداختند.
 
اين نيروها که در مقابله با خبرنگاران خارجي، خود را سربازان خميني ناميدند، به نبرد جانانه با اسراييل پرداختند. شهيد حاج عماد از جمله اين جوانان بود که در اين نبرد نيز زخمي شد. شهيد عماد با شکل‌گيري مقاومت اسلامي، گمشده‌ي خود را در اين گروه يافت؛ لذا در کنار ديگر رهبران مقاومت از جمله سيدعباس موسوي، شيخ راغب‌حرب و سيدحسن نصرالله مي‌توان ايشان را از بنيان‌گذاران مقاومت اسلامي در مقابل ارتش اشغال‌گر دانست.
 
بدين ترتيب حاج عماد پس از اجراي موفقيت‌آميز چند عمليات به عنوان فرمانده‌ي گارد حفاظت از مقامات بلندپايه حزب‌الله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسئول عمليات ويژه‌ي حزب‌الله انتخاب گرديد.
در سال 1985 پس از ترور ناموفق سيدمحمدحسين فضل‌الله در بمب‌گذاري منطقه‌ي بئرالعبد در ضاحيه جنوبي بيروت، جهاد مغنيه برادر حاج عماد که در حال کمک به خانواده‌هاي مصيبت‌زده بود، به وسيله‌ي مواد منفجره‌ي کار گذاشته شده به همراه تعداد ديگري از شهروندان به شهادت رسيد.
 
در اين دوره ايالات متحده و اسراييل، شهيد عماد را تحت تعقيب بين‌المللي قرار دادند و تمام دستگاه‌هاي اطلاعاتي و جاسوسي خود را براي اين امر به کار گرفتند. آمريکا و هم‌پيمانانش قصد تحت تأثير قرار دادن فعاليت‌هاي جهادي و اسلامي حاج عماد که براي آزادي وطن انجام مي‌گرفت، را داشتند که البته در اين کار موفق نشدند.  

 

در دهه‌ي نود يافتن حاج عماد به يک اولويت براي اسراييل تبديل شد و اف بي آي نيز نام ايشان را در ليست افراد تحت تعقيب خود قرار داد. ديويد بارکي يکي از مسئولان سابق واحد 504 در اداره‌ي اطلاعات نظامي اسراييل که مسئول پرونده‌ي حاج عماد مغنيه بود، مي‌گويد: « در اواخر دهه‌ي هشتاد چندين بار نزديک بود وي را دستگير کنيم و اطلاعات زيادي در مورد وي جمع‌آوري کرده بوديم، اما هر چه به وي نزديک‌تر مي‌شديم، اطلاعاتمان کمتر و کمتر مي‌شد. او هيچ نقطه‌ي ضعفي نداشت نه به زنان علاقه نشان مي‌داد نه به پول نه به مواد مخدر و نه چيز ديگر.»

ارسال شده توسط paberahne در ساعت 22:44 |

دوشنبه 1387/11/07
  اگر شما متاهل‌ هستيد، همسر خود را چگونه‌مخاطب‌ قرار مي‌دهيد؟

اگر قرار باشد براي‌ همسرخود نامه‌ خصوصي‌ بنويسيد، او را چگونه‌ توصيف‌مي‌كنيد؟

در بسياري‌ از خانواده‌هاي‌ سنتي‌ معمولا «آقاي‌» خانه‌ براي‌ همسرش‌ از تعابيري‌ چون‌ «ضعيفه‌» ، «منزل‌» ، «بچه‌ها» ، «مادر بچه‌ها» و...استفاده‌ مي‌كند. در اين‌ خانه‌ها معمولا مردها درخارج‌ از خانه‌ بسيار خوش‌ برخورد، با روابط عمومي‌ بالا هستند اما در درون‌ خانه‌ به‌ فردي‌مستبد، خشن‌ و اخمو تبديل‌ مي‌شوند. روابط عاشقانه‌، حرف‌هاي‌ لطيف‌ و احساس‌ آسماني‌ معناندارد. شايد شما هم‌ در خانواده‌ و يا اقوام‌ خودچنين‌ مرداني‌ را بشناسيد.

اگر بخواهیم به دریای وجود انسانهایی که شخصیت چند بعدی و وسیع دارند نزدیک شویم، باید زاویه دید را متعدد و گوناگون کنیم تا بتوانیم با گشودن هر دری، گوهری برگیریم.

امام خمینی را برخی به سیاستمداریش، برخی به عرفانش، عده ای با فقه و اصولش و برخی هم با کتاب های فلسفیش می شناسند و ...

ارسال شده توسط paberahne در ساعت 23:15 |

یکشنبه 1387/11/06

ایرانی ها و مسلمان ها باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند.

 

 

در اولین ملاقاتی که مقام معظم رهبری با کوفی عنان داشتند؛

در آغاز مذاکرات در باره تاریخچه کشور غنا و شخصیت های بزرگ آن

و موقعیت سیاسی و اجتماعی کشور غنا صحبت کردند.

کوفی عنان بعد از ملاقات گفته بود: من با اینکه اهل غنا هستم،

درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم.

ایرانی ها و مسلمان ها باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند.

ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.

همچنین بعد از جلسه کوفی عنان به خبرنگاران گفته بود:

  از همان ابتدای ملاقات حضرت آیت ا... خامنه ای قلب مرا تسخیر کردند. 

ارسال شده توسط paberahne در ساعت 14:27 |

شنبه 1387/11/05
بشاگردیها2

 برای دیدن عکس های بیشتر بر روی ادامه مطلب کلیک کنید:

ارسال شده توسط paberahne در ساعت 9:43 |

پنجشنبه 1387/11/03

 

در زندگی چندان با سرعت حرکت نکنيد که ...

                                                                                                                                            روزي مردي ثروتمند در اتومبيل جديد و گران بهاي خود با سرعت فراوان از خيابان كم رفت و آمدي مي گذشت.
ناگهان از بين دو اتومبيل پارك شده در كنار خيابان، يك پسر بچه پاره آجري به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبيل او خورد .
مرد پايش را روي ترمز گذاشت و به سرعت پياده شد، اتومبيلش صدمه زيادي ديده بود. به طرف پسرك رفت تا او را به سختي تنبيه كند.
پسرك گريان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پياده رو، جايي كه برادر فلجش از روي صندلي چرخدار به زمين افتاده بود، جلب كند.
  پسرك گفت: "اينجا خيابان خلوتي است و به ندرت كسي از آن عبور مي كند. هر چه منتظر ايستادم و از رانندگان كمك خواستم كسي توجه نكرد. برادر بزرگم از روي صندلي چرخدارش به زمين افتاده و من براي بلند كردنش زور كافي ندارم. "براي اينكه شما را متوقف كنم ناچار شدم از اين پاره آجر استفاده كنم ".
مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روي صندلي اش نشاند، سوار ماشينش شد و به راهش ادامه داد...

در زندگی چندان با سرعت حرکت نکنيد که ديگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به طرفتان پرتاب کنند !!!!

خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب و روح ما حرف می زند، اما برخی اوقات زمانی که ما وقت نداريم گوش کنيم او مجبور می شود به سمت ما پاره آجر پرتاب کند. اين انتخاب خودمان است که گوش کنيم يا نه! 

ارسال شده توسط paberahne در ساعت 21:46 |

سه شنبه 1387/11/01

از وجود موش دزد در انبان خویش غافل نباشیم؟ 

انسان بايد در نخستين اقدام براى اصلاح خويش دست به بازشناسى ابعاد وجودى خويش زند.

انسان فقط در تالار تشريع خلاصه نمى‏شود. جسم انسان و كارآيى آن را مى‏توان در محدوده علوم تجربى(طب) بررسى كرد؛ اما انسان داراى حقيقتى است كه وظيفه آن تدبير بدن، هدايت و راهنمايى آن است و آن، همان جان آدمى است. در اثر گمراهى‏ها و مشكلات برونى، مانند تبه‏كارى‏ها، رفتارهاى ناپسند، نفاق، خودپرستى و... ساختار درونى انسان نيز دچار آسيب خواهد شد و آتش اين فساد از درون و بُعد درونى او سر برون خواهد آورد. حال نكته اساسى در اين بحث، آن است كه خداوند انسان را بر طينت پاك سرشته است و روح نخستين آدمى، شفاف و صاف و عارى از هرگونه پليدى است. اما در اثر عواملى گوناگون، مانند عصيان و دروغ و غيبت و ستم و... غبار تيرگى‏ها بر پيكره اين روح پاك مى‏نشيند و آن را تيره و تار مى‏سازد.

رمز موفقيت بزرگان در آن است كه اينان روح خويش را از آفت‏هاى گونا‏گون مصون داشته‏اند و به ويژه از غذاى حرام، فكر باطل، زشت‏گويى، هتك حيثيت و... دورى ورزيده‏اند.

سرّ اين كه قرآن كريم، بخش گسترده‏اى از آيات خويش را به تبيين و شرح خُبث نفس‏ها و راه‏هاى درمان آن اختصاص داده، همين است كه انسان با شناخت اين خباثت، از آن‏ها پرهيز كند. قرآن شفاى همه دردهاى مردم است؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ.

جمله قرآن شرح خبث نفس‏هاست‏            بنگر اندر مصحف آن چشمت كجاست

نكته ديگر، سرسپردگى به خداوند است. كوثر زلال دل، فقط با ياد خداوند آرامش و سكون مى‏پذيرد؛ الا بذكر الله تطمئن القلوب. هيچ كس بدون خدا نيست. همه يا خداى خودساخته را مى‏پرستند يا خداى خالق و مدبّر عالم را. خداى خودساخته همان هوا و هوس و ميل است و به تعبير بزرگان، نخستين بُتى است كه در عالم عبادت شده است. دام هوس، بسيار گسترده است؛ به گونه‏اى كه شيطان نيز در اين دام گرفتار آمد.

در روايات نبوى و گفتارهاى امامان معصوم، توصيه شده است كه انسان بايد هر شب، زمانى هرچند كوتاه را به محاسبه نفس خويش همت گمارد و ببيند كه در اين چند ساعت عمر امروز خويش، چه چيزى به دست آورده و چه فرصت‏هايى را از كف داده است. گام‏هاى خويش را به سوى پليدى يا نيكى بر شمارد و نقاط ضعف و قوت خويش را باز شناسد. كشورى را مثال مى‏زنند كه ساليانى چند در پى ذخيره گندم و دسترنج خويش بود. هنگامى كه پس از سال‏ها به انبار اندوخته‏هاى خويش سر مى‏زند، ناگاه متوجه مى‏شود كه چيزى در انبار او نمانده و او از وجود موش در انبار خويش غافل بوده است.

گرنه موش دزد در انبان ماست                      حاصل طاعات چهل ساله كجاست؟

انسان اگر هر شب اعمال خويش را بررسد و به محاسبه نفس خويش بپردازد، هيچ‏گاه با چنين رويدادى روياروى نخواهد شد. از اين رو است كه روايات تاكيد فراوان فرموده‏اند كه اين امر، بايد هر شب صورت گيرد. مبادا روزى كه در انبار اعمال خويش را مى‏گشاييم، آن را خالى از عمل نيك و سرشار از پليدى‏ها بيابيم. 

                                        " گفتاری از آیت ا... جوادی آملی"

ارسال شده توسط paberahne در ساعت 16:38 |

درباره ما
به نام قادر بلندمرتبه!
یک جایی نوشته بود:
انقلاب اسلامی ما یک قصه
واقعی است که یکی بود آن
با مستضعفین و پابرهنه ها
و یکی نبود آن با مستکبرین
و پولدارها شروع می شود...
اما آدُنیا، روایتگر قصه ی پردرد و رنج مظلومان و پا برهنگانی است که در نزد آسمانیان معروفتر از زمینیانند؛ آدمهایی که تمام مدت عمرشان از کمترین امکانات زندگی بی بهره مانده اند، در خانه هائی از جنس حصیر و نی که اصطلاحاً به آنها "کپر" گفته می شود،آدمهایی که شب و روزشان را فقط با نان خشک گذران می کنند؛ و بچه هایی با لباس های پاره و نخ نما که کفشهایی از جنس لاستیک ماشین به پا کرده اند...
و "آدنیا" (آن دنیا) یکی از این روستاهاست در جنوب کرمان در منطقه ای به نام قلعه گنج.
با نظرات خود، راهنمايي ام كنيد.
يا حق
منوي اصلي
موضوعات مطالب
آرشيو مطالب
آمار و امكانات
تعداد بازديدها :
افراد آنلاين :
پيوندهاي روزانه
لينك دوستان
وبلاگ دیگـر من
فـــــــارس نیـوز
رجـــــــــــا نیـوز
کیهـــــــان نیـوز
محمد جواد میری
موسوی کاشانی
حامـد طـالبـــــی
علی خضــــریان
سهیــل کریمی
علیرضا قـــــزوه
مهدی شجاعی
مسعود ده نمکی
اصغر طاهـرزاده
فاطمــه رجبــــی
محمدصادق کوشکی
کامران نجــــف زاده
علی اکبر محمدزاده
سیـد حامـد حجـت
حمیدرضا غریب رضا
اسـلام نــــــــــاب
آرمــــان خواهـی
جبهه فرهنگی انقلاب
جنبش عدالــت خواه
ماهنــــــــــــــامه راه
مطــــــــــــــالبـه
طلبــــــــــــه نت
نشریه پرتو سخن
مجله امــــــــــان
ثقلیـــــــــــــــــن
مجـــــــــــاهدت
نمکـــــــــــــدون
رضا لکــــــزایی
هبــــــــــــــوط
میرزای ایـرانی
سرزمین آرزوها
خاطرات رهبری
یک حکـــــــایت
مسلمان ایرانی
تبیــــــــــــــــان
مــــوعــــــــــود
رهپویان وصــال
مجله پرســـمان
امام موسی صــــدر
حاج آقا قـــــــــرائتی
آیت ا... مصباح یـزدی
آیت ا... جوادی آمـلی
مرحوم آیت ا... بهجـت
مقام معظم رهبــری
حضرت امام خمینی
صدایی که رساست
نســـــل بیــــــــدار
زمبـــــــــــــــور
احمــــد آرام
فتــــــــوتـا
ابنـــــــا
[ قالب رايگان ]
آخرين مطالب ارسالي
طراح قالب
طراح قالب هاي بلاگفا
طراح قالب : اسحاق مافي